
تورا هر لحظه میبینم تو را میبینمت آری نگو رویاست این شرحیست از آغاز بیداری صدایت میزنم مریم.. صدایت میزنم گویی حواست نیست یا با من سر یکدنگی داری صدایت میزنم گوشی برای این دهان..؟ هرگز! نگاهت میکنم سخت است، وهمی، مبهمی، تاری.. تو ای باران پاییزی کجای قصه میباری؟ کجای قصه؟ بعد از من؟ به رسم عاشق آزاری؟ من از خود خسته ام اما تو باید خسته تر باشی ازین قوی سیاه برکه و آواز تکراری تورا هر لحظه میبینم تورا میبینمت اما.....
ادامه مطلب