ببار و خاک تنم را به رنگ سبزه بیارا که شهر بوی تو دارد به اکثریت آرا تو ای خزان غم انگیز بیا دوباره بمیران بهار خرم من را به نیش توده ی غم ها بیا و سفره ی دل را کنار پنجره وا کن کمی بگو و بگریان تمام پنجره ها را بگو چه ها که نگفتی به قطره ای که چکید و ندید بستر رود و نرفت محضر دریا برای حنجره بودن هنوز کوچکم آیا..؟ چرا که سنگ بزرگی گرفته پهنه ی من را به شکل کامل و کارا گرفته راه گلویم دگر چگونه بگویم که بغض ممتد آدم نبوده علت خوبی برای خلقت حوا #صادق_اصغری دفترچه...
ما را در سایت دفترچه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 32
تاريخ: پنجشنبه
30 شهريور
1402 ساعت: 17:18