دفترچه

متن مرتبط با «یادگار» در سایت دفترچه نوشته شده است

یادگار

  • نیلوبلاگ

    چه سرنوشت عجیبی در انتظارم بود که گیسوان بلندت طناب دارم بود طناب محکمی از جنس بافه های غزل که رنگ تیره ی آن رنگ روزگارم بود شبی نگاه تو در سینه ام زبانه کشید شبی نگاه تو.. تضمین انتحارم بود! و شاخه شاخه تنم را بدست شعله سپرد و زیر پای تو انبوه شاخه سارم بود و بعد خاک تنم را به باد دادی و رفت و بعد دفتر شعری که یادگارم بود پ.ن: تو را به دست تبر ها سپرده بود و همین قصور بخش بزرگی از اشتباهش بود.. صادق اصغری تهران/بهمن ۱۴۰۰ کانال تلگرام: kandorime...

    ادامه مطلب